بیست و یکماهگی
بیست و یکماهگیت مبارک خورشیدکم داریم باهم وارد بیست ودو ماهگی میشیم.میگم باهم.چون هر روز این بیست و یکماه رو من هم به اندازه ی تو بزرگ شدم و رشد کردم. قلبم بزرگ شد.روحم بزرگ شد.دیگه هرچیزی ناراحتم نمیکنه به سرعت قبل از تو روداشتن.راحت میبخشم.راحت میگذرم.راحت دوست دارم. و خیلی تغییرات دیگه که خودمم باورم نمیشه و همه ی اینا رو مدیون تو هستم مامانی تو هم بزرگ شدی.واسه خودت مردی شدی. کاملا حرف میزنی.البته بعضیهاش رو فقط من میفهمم و واسه بقیه ترجمه میکنم. الان که دارم مینویسم خونه ی مامانی هستیم و همه بجز من و دایی علی خوابیدن. منم این پست رو مثل همیشه جینگیل مینگیلش نکردم چون مرورگر فایرف...












