دومین عاشورا
ما روز پنجشنبه به همراه مامان جون و باباجون رفتیم زادگاه پدری یعنی شهر خرم آباد چون تاسوعا و عاشورای امسال روز شنبه و یکشنبه بود و این میشد چهار روز تعطیلی برای بابا علیرضا ما هم طبق معمول هرسال راهی خرم آباد شدیم.اونجا که بودیم خیلی خوب بود مامان جون بابا هم این ده روز اول محرم رو روضه داره و خونش خیلی شلوغ پلوغ میشه این سه چهار روز خیلی خوب بود فقط شلوغی خونه گل پسر رو که عادت به خونه ی خلوت داره یکم اذیت کرد. اما تو راه رفتن و برگشتن که کم راهی هم نیست خیلی خیلی پسر خوبی بود عاشورای امسال هم مثل پارسال لباس علی اصغر تن پسرکم کردم با این امید که صاحب این لباس و سربند خودش نگهدار پسرکمون با...













